
آدم که دلش درد بگیرد و یا قسمتی از بدنش عفونت کند و یا زبانم لال سرطان بشود مهمان جانش ، بالاخره از یک سوراخ و معبری می زند بالا و می فهمند دردش را... شب تا صبحی تبی و یا زبانم لال چرک و فشار سیستولی و دیاستولی بالا و پایینی و یا درد فیزیکی سینه ای...اما کسی با وخامت حال من که نه تب دارد و نه فشار خون بالا و پایینی و نه حتی غده لنفاوی بدخیمی و... از کجا می فهمند درد و درمانش را؟!..علایم من هیچ نمود ظاهری ندارند اما به جد تمام روح و جسمم را احاطه کرده اند.. من یک سینه ای دارم پر از تنگی.. که قبل ...
ادامه مطلب